کورت لوین(۱۹۴۷ - ۱۸۹۰)

 

 وی در لهستان متولد شد.او که یهودی بود از فلسفه به روانشناسی تغییر مطالعات داد و تحت نظریه گشتالت (روانشناسی گشتالت مکتبی است که در حدود سال۱۹۱۲ پدید آمد.رهبری این مکتب را سه دانشمند به نام های ورتایمر، کافکا و کهلر به عهده داشتند.این مکتب هیأت نگر،به یک نوع اعتراض نسبت به جنبه های خاص روان شناسی ساختی و رفتاری معتقد بود.)به مطالعه می پرداخت.به خاطر علاقه مندی به حوزه رفتار و روابط انسانی به روانشناسی اجتماعی روی آورد.او در ۱۹۳۳ آلمان را که محل تحصیل (و به قولی تولد) وی بود به خاطر فشارهای وارده بر یهودیان ترک کرد.پس از آن به آمریکا رفت و پس از مدتی فعالیتهایش را به آمریکای مرکزی منتقل ساخت.او نظریه میدانی را در روانشناسی ارائه کرد.

 

 کورت لوین و جهت گیری به سوی عمل پژوهی:

  در جریان جنگ جهانی دوم ، روان شناسی اجتماعی جنبه کاربردی قوی و گسترده ای پیدا کرد بخش عمده تحقیقات مربوط به تغییر نگرش که بوسیله گروه روان شناسان اجتماعی دانشگاه ییل انجام میگرفت متوجه حل مسائل واقعی زندگی بود . مثلا اینکه چگونه در جریان جنگ روحیه ی بالا و عملکرد خوب را د ر سربازان حفظ کنند . در همین دوره بود که کورت لوین کمکهای اساسی و موثر خود را به روان شناسی اجتماعی انجام داد و برنامه ی او به نام (عمل پژوهی ) آشکارا در جهت تلفیق تحقیقات بنیادی و کاربردی در یک زمینه اجتماعی بود.

کوششهای او متوجه بعضی مسائل اجتماعی از قبیل مشکلات ازدواج ، برخوردها و تضادهای کارگر و کارفرما و مسائل روان شناختی گروههای اقلیت بود.

لوین با اطلاق عمل پژوهی به کارهای خود در این زمینه ها متوجه شده بود که سازمانها و موسسات اجتماعی که مایل به از بین بردن یا پیشگیری از مسائل اجتماعی بوده اند صرف نظر از اینکه با چه جدیت و کوششی در این راه قدم گذاشته اند ،غالبا در این راه ناموفق بوده اند .هدف او تبدیل این نیت خوب به نیت سازمان یافته و موثر بود .در این راه پاسخگویی جامعه را را به این سوال اساسی ضروری میدانست .

1-    موقعیت فعلی چگونه است ؟

2-    اشکالات کدامند؟

3-    و از همه مهمتر برای رفع آن چه باید کرد؟

از نظر لوین عمل پژوهی شامل تجزیه و تحلیل ، واقعیت بابی با ارزشیابی و بعد تکرار کل این چرخه ی فعالبت ودر واقع مارپبچی از این چرخه هاست. محقق در عمل داده هایی درباره یک سازمان فراهم می آورد وهمین دادهها را در مورد سازمان به کار می بنددسپس تغییرات انجام شده را اندازه گیری میکند ودوباره این فرایند را تکرار می کند.

نظریه میدانی:

 این نظریه که دنباله نظریه گشتالت است پایه گذار آن کورت لوین بوده است.

بنا به تعریف او رفتار انسان محصول تاثیر دو عامل فرد ومحیط است که میتوان آنرا به صورت فرمول زیر بیان کرد.

B=f(p+E)  که در رفتار انسان (B ) تابعی لز شخص p و محیطE  نخستین مفهومی که از نظریه میدانی بر می آید ، که رفتار فرد اولا به خصوصیات درونی او یعنی توارث ، تواناییها ، شخصیت ، تندرستی و نظایر آن وتاثیر به موقعیت اجتماعی که وی در ان لحظه در ان قرار گرفته نظریر حضور یا  عدم حضور دیگران ، میزان ممانعت از رسیدن او به هدف نگرش جامعه نسبت به رفتار وی و مانند آنها بستگی دارد.وی معتقد است که کلیه نگرشهای انسان تحت تاثیر میدان قرار میگیرند.

اصطلاحات بنیادی که در نظریه میدانی به کار می رود عبارت است :

1-  فضای زندگی :

منظور از فضای زندگی فردو محیطی است که بوسیله فرد ادراک میشود .لوین و دیگران گفته اند که بین محیط جغرافیایی که یک فرد در هنگامی که از نظر رفتار بر انگیخته شده است ، می بیند ، تفاوت مشخصی وجود دارد حتی اگر دو فرد در محیط عینی یکسان باشند ممکن است از لحاظ محیط روانی متفاوت باشند.

به زعم کورت لوین میدان روانی عبارت است از یک کل یا مجموعه ی به هم پیوسته از اموری که با یکدیگر همزیستی دارند و به طور متقابل وابسته شناخته میشوند.

بنابر این موقعیتی را که شخص در آن بسر میبرد فضای زندگی اوست به این ترتیب برای توجیه رفتار انسان باید به توصیف فضای حیاتی او یا محیطی پرداخت که در داخل آن رفتار او صورت گرفته است. محیط اجتماعی هر انسان  وروابط او با دیگران در تعیین کردار و رفتار او نقشی مهمی دارد. همان طور که رفتار دیگران در تعیین کردار و رفتار شخص موثر است رفتار شخص نیز به نوبه خود در تعیین رقتار دیگران تاثیر دارد.

2-    میدان اجتماعی :

 اصطلاح میدان اجتماعی اشاره به مردم دیگر یا چیزی است که به آن محیط اجتماعی می گویند. به هر حال مفهوم میدان اجتماعی مربوط به لوین نه تنها شامل حضور واقعی اشخاص دیگر نیست بلکه حضور فردی انها مثل  وقتی که زنی شوهر خود را در حال انجام عملی خاص حتی وقتی که در حضور او نیست در ذهن خود مجسم میکند در این مثال همان طور که لوین معتقد است هر چند شئهر غایب است ، ولی در قسمتی از میدان اجتماعی زن قرار دارد.

3-    اینجا و اکنون:

از نظر وی رویدادهای روان شتاختی را باید بر اساس خصوصیات فضای زندگی که در زمان حال وجود داردتبیین کرد. به این ترتیب این نظریه غلت تاریخی یعنی عاملی را که مکرر توسط روان کاوان و نظریه  روان کاوی به کار می رود ،رد می کند.

4-    نظام تنش:

 آن دسته ازنیازهای روان شناختی که در شخص بر انگیخته شده اما هنوزارضا نشده باشد در واقع تنشهای بر طرف نشده است. و این تنشها شخص را به اعمالی وادار میکند که او را در جهت رسیدن به هدف به حرکت در می آورد.

طبق نظر لوین تکالیف نا تمام نظام های نظامهای تنشی را با دواممیکند، اما هنگامی که تکلیف انجام شد ، تنش وابسته به آن تکلیف نیز از میان می رود . لوین نوعی تعادل میان فرد و محیط را  لازم میداند .وقتی که این تعادل به هم میخورد "تنش"ایجاد میشود و به حرکت منجر می گردد تا تعادل را مجددا برقرار می سازد. و معتقد است که رفتار انسان شامل ظهور مداوم تنش ، حرکت و خلاصی است .هرگاه نیاز احساس می شود حالتی از تنش وجود دارد و جاندار برای رهایی از تنش به فعالیت می پردازد تا تعادل را باز یابد. 

5-    مفهوم تعارض:

 نظریه میدانی مفهوم تعارض را برای توجیه رفتار عرضه می کند طبق این نظریه تعارض به شکلهای زیر خود نمایی می کند.

 (1-5) رویکرد – رویکرد یا خواستن – خواستن:

حالتی است که شخص برای انتخاب یکی از دو هدف مطلوب دچار تردید می شود. مثلا جوانی که در دو رشته مطلوب دانشگاهی قبول شده و نمی داند کدامیک را برگزیند.

(2-5) رویگردان – رویگردان یا نخواستن – نخواستن:

فرد از بین دو انتخاب نا خوشایند مجبور به انتخاب است . مثلا یم نفر مجرم مجبور است یا جریمه بپردازد یا به زندان برود.

(3-5)    رویکرد – رویگردان یا خواستن -  نخواستن:

شخص در معرض نیرو هایی قرار می گیرد که همزمان دارای کشش مثبت و دافعه منفی هستند . مثلا شخص ممکن است در جستجوی کاری با درامد قابل ملاحظه باشد ، اما با کار کردن در شهر یا منطقه ای دور از کشور یا استان علاقه ای نداشته باشد.  

6-    قشر خارجی :

 بخشی از محیط غیر روانی است که در خارج و مجاور مرز فضای زندگی قرار دارد . قشر خارجی مشتمل بر جهان فیزیکی ومحیط اجتماعی و فرهنگی است که می تواند به درون فضای زندگی نفوذ کند و نفوذ هم می کند.

7-    نیاز:

 مفهوم انگیزشی اصلی لوین است . نیاز ممکن است ناشی از یک وضعیت جسمانی (فیزیولوژیکی) باشد مثل. گرسنگی یا امکان دارد میل به چیزی یا قصدی برای انجام دادن کاری باشد . نیازها انرپزی آزاد می کنند تنش را افزایش می دهند و قدرت بردارها و ظرفیت ها را تعیین می کند.

8-    ظرفیت:

عبارت از ارزشی است که بک ناحیه از محیط روانی برای شخصی دارد. ظرفیت ممکن است مثبت باشد یا منفی . ظرفیت وقتی مثبت است که شخص فکر کند آن ناحیه ی مورد نظر ، تنش را کاهش دهد . ظرفیت هنگامی منفی استکه شخص فکر کند ناحیهی مورد نظر ، تنش را افزایش خواهد داد . یک ناحیه با ظرفیت مثبت موجب می شود که شخص تحرکی در جهت آن ایجاد کند.در حالی که یک ناحیه با ظرفیت منفی موجب نفرت شخص از آن می گردد.

9-    بردار:

یک بردارنیرویی است ناشی از یک نیاز که روی شخص اثر می گذارد و مسیر او را در محیط روانی تعیین می کند . بردارها با ظرفیت ها هماهنگ هستند برای هر ناحیه ای که دارای یک ظرفیت مثبت است برداری وجود دارد که شخص را در جهت آن پیش می بردو برای هر ناحیه ای که ظرفیت منفی دارد برداری هست که شخص را از آن دور می کند.

10- سطح آرزو:

عبارت است تفاوت موجود میان نحوه ای که شخص انتظار دارد یا آرزومند است کار معینی را انجام دهد و نحوه ای که او عملا آنرا انجام می دهد نوعا سطح آرزو ی یک شخص اندکی بالاتر از سطح عملکرد اوست . اگر شخص در تحقق انتظارات خود موفق شود ، سطح آرزو بالا می رود . اگر شکست بخورد ، سطح آرزو پایین می اید.

کورت لوین و دینامیک گروهها:

گروهها از لحاظ رفتاری بسیار متفاوتند ، برخی خشن و بعضی مهاجمند یا در درون شماری ازگروهها جوی از آزار و اذیت یا شوردر زندگی حکمفرماست . این جو به علت ویژگی روابط ومنایبات میان اعضا یا اعضا با رهبر تحت عنوان اقلیم اجتماعی یا جو گروهی مورد بررسی های فراوان قرار گرفته است .

لوین و دیگران در آزمایش مشهور خود نشان دادند که رفتار فرد شدیدا تحت تاثیر جو گروهی قرار دارد آنها در آزمایش با کودکان 10تا 11 ساله ، ماسکهایی با کاغذ مچاله درست کرده آنها را به گروههای قابل مقایسه تقسیم کردند به طوری که از نظر نوع قدرتی که بر آنها اعمال میشود ،تفاوت داشته باشد . این گروهها بر حسب نوع رهبری به 3 دسته دموکراتیک ، استبدادی ، بی بند وبار وآزاد تقسیم شدند . در گروهها ی استبدادی  افراد مجبور به اطاعت از روشهای گوناگون استبدادی یا جو اجتماعی بودند . این آزمایش نشان داد که چگونه کودکی که از یک محیط اجتماعی به محیط اجتماعی دیگر انتقال میابد از خود واکنش خاصی نشان می دهد .

برای مثال ، در گروه بی بند و بار و آزاد ، تقلید کردن به میزان قابل توجهی رواج دارد در صورتی که د رگروه دموکراتیک ، افراد گروه از ارتباط خود با بزرگسالان راضی هستند و نسبت به آنها حالت تهاجمی کمتری دارند .

مفاهیم پویا :

 مفاهیم "تنش" والانس" نیرو"جابجایی" در تحقیقات نظری لوین در باب انگیزه نقش اصلی دارند . وی می گوید که هر بار که در وجود شخص بک نیاز روانی یا قصدی پدید می آید ، نظام در حال تنشی به کار می افتد . وقتی نیاز ارضا گردید یا مقصود حاصل شد ، تنش زایل می گردد . تنش حاوی برخی حیطه های مفهومی است : حالت تنشی در  ناحیه ای از ذهن سعی دارد بر اثر تغییر ، حالت آرام نواحی اطراف را به خودگیرد . این کار به کمک نیروهایی – که در مرز ناحیه ی تنشی حضور  دارد-  و در حوزه ای انجام می گیرد که د رآن نیروها همه به طرف ناحیه معینی از این حوزه هدایت می شوند و والانس مثبت را تشکیل می دهند (این ناحیه معین مرکز حوزه ی نیروها ست ) همین نیروها با این کار از حوزه ی " والانس منفی " فاصله می گیرند .  

واژه ی "نیرو" جهت و قدرتی تمایل به تغییر را در نقطه معینی از فضای زیست مشخص می دارد . تغیر یا بوسیله جابجایی (یعنی تغییر در وضع ) شخص در محیط روانی او انجام می گیرد ، یا به صورت تغییری در ساختار محیط ذهنی او پدیدار می شود .

میان نظام های تنشی شخص و برخی حیطه های محیط زیست روانی او رابطه ی نزدیکی وجود دارد . به طور اخص تنش می تواند :

- یا به والانس مثبت برای نواحی فعالیت محیط زیست روانی مربوط باشد . در این صورت این نواحی به عنوان محدود کننده ی تنش ادراک می شوند.

- یا به والانس منفی برای ناحیه ای که شخص در حال حاضر در ان بسر می برد ربط پیدا می کند.

وجود ناحیه با والانس مثبت (ناحیه – هدف) منحصرا به وجود تنش بستگی ندارد ، بلکه به امکان پایین آمدن تنش در نظر شخص نیز ارتباط پیدا می کند . شخصی که به امکان  خود در پایین آوردن میزان تنش آگاهی ندارد و بنابراین ناحیه – هدفی در ذهن او شکل نمی گیرد ، رفتار او تحت تاثیر میل او به ناحیه منفی حاضر و ورود به ناحیه ی دیگر ، قرار دارد  سپس رفتاری دیگر برای ورود به ناحیه ی دیگر و... در واقع رفتار او راجابجایی در جهت مخالف ناحیهی فعلی یا به عبارتی ملموس تر یک حرکت دائمی تعیین می کند . رفتار جستجو گرانه هنگامی ظاهر می شود که فرد بداند که ناحیه – هدفی وجود دارد لی نداند در کجا . این وضعبا حکت ها ی دائمی شباهت هایی دارد ولی از این نظر با  آن تفاوت می کند که جهت گیری به سوی هدف در اینجا غالب است و رها ساختن ناحیه ای که شخص در آن زندگی می کند چیزی جز تلاش برای دست یابی به هدف نیست(لوین،1938،ص 62و بعد) 

هنگامی که در محیط زیست روانی ناحیه – هدفی وجود دارد کهبا نظام تنشی مطابقت دارد، می توان گفت که نیرویی حرکتی به سمت هدف وجود دارد که بر شخص تاثیر میگذارد . تنشی که هدف آن معلوم است نه فقط موجب می شود که تمایلی برای جابجایی به طرف ناحیه – هدفی بروز کند بلکه سبب می گردد که فرد در فکر این نوع فعالیت نیز باشد .روشنتر بگوییم: نیرویی که بر شخص وارد می شود تا به سوی هدف رانده شود نه فقط در سطح عمل (واقعیت) بلکه در سطح تفکر (غیر واقعیت) نیز ظاهر می گردد.

با فرضییات بالا در مورد نظامهای تنشی می توان  به نتیجه گیریهایی دست زد ، مثلا گفت که تمایل به یاداوری فعالیت هایی که نیمه کاره رها شده قویتر از تمایل به یادآوری فعالیتهای انجام یافته است.

 درجه ی به هم وابستگی دو نظام تنشی به میزان نرمی و خشکی فکر شخص و سیال بودن ذهنی او ( انعطاف پذیری ) و به پیوندها و ارتباطات ساختی بین نظامها بستگی دارد . نرمش فکری شخص با حالات عمومی او در ارتباط است. وقتی که شخص مثلا خسته یا با موجی از تنش هیجانی درگیر باشد، وقتی که جوان باشد یا در موقعیتی قرار گیرد که ساختگی باشد و او مجبور به تظاهر گردد و بالاخره موقعی که از هوش و فراست بیشتری برخوردار باشد ، ذهنی سیالتر دارد و انعطاف پذیرتر است .

 مفهوم نظام تنشی در بررسی های تجربی در مورد"سیری از کار" نیز به طور مفیدی به کارگرفته می شود درباره اغلب نیازها می توان حالت محرومیـــت ، حالت ارضا ء و حالت اشباع را ملاحظه کرد . این حالات با والانسهای مثبت و خنثی و منفی نواحی فالیتی که با آن نیاز خاص یا نظام تنشی در ارتباطند ، مطابقت دارند . کارستین (1928)نتیجه حاصل از تکرار زیاد فعالیتهایی از قبیل شعر خانی و نامه نگاری و نقاشی و چرخاندن چرخ را به دست داده است . علائم اصلی اشباع عبارتند از :

1-   ظهور بخشهای فرعی در فعالیت که موجب می شود فعالیت کلی به هم بریزد و معنای خود را از دست بدهد .

2-    پایین آمدن دائمی کیفیت و بروز اشتباهات فراوان در انجام کا ر

3-    تمایل رو به رشد به تنوع کاری که هر تغییری در آن به سرعت به سیری می انجامد .

4-   بیزاری رو به رشد ازکار در دست انجام و از کلیه ی کارهای مشابه و همچنین افزایش والانس برای کارهای دیگر.

5-    بروز حرکات هیجانی ناگهانی

6-   هجوم خستگی و نشانه های دیگر جسمی  که با روی آوردن به کار دیگر به سرعت در شخص زایل می گردد.

سرعت از سیری از کار به سه عامل بستگی دارد:

1-  ماهیت و نوع کار (هر چه تعداد عناصری که در کار شخص دخالت دارند و پیچیدگی کار بیشتر باشد ، سیری از آن کار دیرتر ظاهر خواهد شد).

2-  مهم بودن یا نبودن کار (انجام فعالیتی که در شرایط یکسان نسبت به فعالیتهای جنبی برای شخص اهمیت بیشتری دارد وی را سریعتر به طرف  سیری می کشاند)

3-  حالت شخص (هر چه ذهن شخص سیال تر و انعطاف پذیرتر باشد )سیری زودتر ظاهر می گردد). میزان سیری از کار و سیریهای دیگر از کارهای مشابه (یعنی سرعتی که با آن آثار و علائم سیری از کاری به کارهای مشابه دیگر منتقل می شود ) با سن و هوش شخص نسبت معکوس دارد (کونن،1941الف ،کونن، 1941ب)

 اغلب پدیده های مربوط به سیری از کاررا هنگامی می توان تو جیه نمود که ما بپذیریم که انجام مداوم کار ، تنش را در نظام مربوط به آن کار کاهش می دهد .                 

چنانچه تکرار فعالیت ادامه پیدا کند ،می توان فرض کرد که نظام تنشی مربوط به سطحی از تنش رسیده است که از سطح نظام های اطراف پایین تر است .این کاهش در تنش موجب می گرددکه شخص از کار تکراری گریزان شده وبه جانب فعالیت های دیگر کشیده شود. با گذشت زمان فرد از فعالیت های نظام تنشی ای که با نظام های تنشی  سیری آور دیگر در ارتباطاند نیز رو خواهد گردانید و به سمت فعالیت هایی کشیده می شود که با فعالیتهایی که او را به سیری کشانده ، رابطه ای نداشته باشد . تمایل کلی بر آن است که انسان از فعالیت های مشابه روی می گرداند و به سمت فعالیت های نا مشابه کشیده می شود . انفجار فعالیتی که شخص را از خود سیر کرده و تقسیم آن به اجزاء از هم پاشیده کاملا با تحلیلی که لوین از تفاوت و وحدت بین عناصر یک مجموعه (که بر پایه ی وابستگی ساده این عناصربه هم شکل می گیرد) (لوین،1941لوین،1951،ص 335-305 ) بدست می دهد ، مطابقت دارد.

 مفهوم نظام تنشی و بررسی های آزمایشگاهی گوناگونی که در زمینه ی تجدید خاطره و از سر گیری فعالیت های نیمه تمام ، در زمینه ی جایگزینی و سیری و محرومیت انجام گرفته اند ، رابطه ی مستقیمی با مسائل عدیده ی روان شناسی اجتماعی دارند . مفهوم نظام تنشی مثلا در مورد نیازها یعنی نیت هایی که منشا اجتماعی دارند و علائقی که در نتیجه تعلق به گروه و شرکت در فعالیتهای گروهی و تاثیر پذیری بین اشخاص پیدا می شوند کاربرد دارد. فهم تاثیرات مختلف تنش بر فرایند های روان شناختی به فهم بیشتر عوامل اجتماعی یا گروهی ای که موجب پیدایش انگیزه ی فردی یا کاهش تنشهای فردی می شوند ، کمک می کند.

مفاهیم ساختاری:

 لوین سعی کرد هند سه ای بوجود آورد که نام آنرا " فضای هودولوژیک" (به فضایی اطلاق می شود که به عنوان راهی برای عمل و مرکزی که حیطه این عمل را مشخص می کند در نظر گرفته می شود) و منظور او این بود که برداشت شخص را از ساختار فضای محیطی خود ، از دیدگاه هدف و وسایل نیل به ان به ما بنمایاند. چه چیز ما را به سوی چه چیز سوق می دهد ؟ هر چند که این فکر او از نظر ریاضی هرگز جامعه عمل به خود نپوشید ولی فضای هودو لوژیک او لزوم در نظر گرفتن برداشت شخص از فضای محیطی خود را مسلم ساخت ، چه این ضرورت به محقق کمک می کند تا امکانات رفتاری شخص را تحلیل کرده و جهت رفتار وی را مشخص کند. کسی که برای دست یابی به توپ خود نرده ای را دور می زند از نظر روانی به سمت توپ می رود ، حتی اگر از از نظر فیزیکی از آن دور شود.

لوین در عین حالی که با مفاهیم پویا کار می کرد ، از مفاهیم ساختاری نیز غافل نمامد . او به کمک هر دو دسته از مفاهیم ف ماهیت "وضعیتهای درگیری " را روشن ساخت . لوین سه نوع اساسی درگیری را تمیز داد:

1-  فرد در بین راه ، بین دو والانس مثبت ف با دو نیروی تقریبا یکسان قرار می گیرد. مثال شناخته شدهی آن خر بوریدان است که در میان دو دسته علف از گرسنگی جان سپرد. این نوع درگیری ناپایدار است . وقتی که فرد ، به دلیل عوامل اتفاقی ، نقطه تعادل را ترک گفته ، به طرف یکی از ناحیه – هدفها حرکت می کند ، نیرویی که متوجه این ناحیه می شود افزایش می یابد، در نتیجه او با دور شدن از نقطه ی تعادل به نزدیک شدن به ناحیه- هدف ادامه می دهد. این موضوع از فرضیه ای گرفته شده که می گوید نیروی  کشش به سوی ناحیه – هدف بتدریج که فاصله شخص با هدف کم می شود افزایش می یابد.

2-  نوع دوم و اصلی وضعیت درگیری هنگامی رخ می دهد که فرد بین دو والانس منفی با دو نیروی تقریبا یکسان قرار می گیرد . مجازات مثال بارزی است از این نوع درگیری که قویا از ساختار وضعیت تاثیر پذیرفته است . سه نوع درگیری ممکن است بین والانسهای منفی پیدا شود:

الف- وضعیتی که در آن شخص در بین والانسهای منفی قرار گرفته ولی مجبور نیست در چنین وضعیتی باقی بماند . مثلا دختری که باید با یک خواستگار ناباب شوهر کند و یا آنقدر بماند که پژمرده و پیر بشود ، ولی چیزی که مانع از ترک ده گردد در کار نباشد

ب- وضعیتی که در آن شخص در میان دو والانس منفی قرار گرفته و رهایی از آن برایش ممکن نیست . مثلا عضو گروهی که به او تکلیف شده فلان کار ناخوشایند را انجام بدهد یا اگر ترک گروه برای او غیرممکن باشد پایگاه اجتماعی خویش را از دست بدهد.

ج- وضعیتی که درآن شخص در ناحیه والانس منفی قرار گرفته باشد و نتواند آن را ترک کند جز اینکه از ناحیه با والانس منفی دیگر عبور کند .برای مثال مردی که متهم به اهانت به کنگره (آمریکا) است زیرا نخواسته در مورد عضویت یا عدم عضویت بعضی از آشنایان خود در حزب کمونیست شهادت بدهد و برای رفع اهانت ناچار به این خبرچینی باشد.

3- سومین نوع اصلی درگیری هنگامی رخ می دهد که فرد تحت تبعیت نیروهای مخالفی قرار می گیرد که از یک والانس منفی و یک والانس مثبت ناشی می شوند . ما دست کم به سه شکل مختلف این نوع درگیری برمی خوریم:

الف- وضعیتی که در آن ، ناحیه در آن واحد حاوی یک والانس مثبت و یک والانس منفی است . فردی که می خواهد در یک گروه اجتماعی وارد شود ولی از ان بیم دارد که شرکت در این گروه برای او گران تمام شود) مفهوم آمبی والانس فروید را می توان از این نوع دانست.

ب- وضعیتی که در ان ، فرد در ناحیه منفی یا ناحیه – مانع محبوس شده ست (اودر این ناحیه ی زندگی نمی کند ولی ناحیه او را احاطه کرده ) و هدفی او را به سوی خود می کشد که در آن طرف ناحیه منفی یا ناحیه – مانع قرار دارد(شخصی که برای ادامه ی فعالیت دلخواه خود باید آزمایش تلخ ترک کانون خاوادگی یا گروه خود را پس بدهد). ماهیت این وضعیت چنان است که ناحیه فعالیت کنونی فرد ، تا زمانی که ناحیه اطراف مانع جابجایی او بسوی هدف مورد توجهش می شود( که در آن طرف این ناحیه قرار گرفته ) والانس منفی پیدا می کند . به این ترتیب ، تعلق به گروه اقلیت ، بودن در زندان یا اردوگاه اجباری ، سوای ویژگیهای مخصوص آن ، ارزش منفی پیدا می کند ، چرا که فرد برای رسیدن به هدف های مورد علاقه ی خود باید ضرورتا از ناحیه ای عبور کند که او را احاطه کرده و دارای ارزش منفی است.

ج- سومین مثال از این درگیری وضعیتی است که در آن ناحیه ی والانس مثبت را     ناحیه ای با والانس منفی احاطه کرده یا نمی توان به ناحیه ی والانس مثبت دست یافت مگر با عبور از ناحیه ی والانس منفی تفاوت بین این وضعیت و وضعیت پیشین در این است که در اینجا ناحیه ی والانس مثبت در احاطه ی ناحیه والانس منفی است و نه ناحیه ای که خود شخص در آن قرار دار د.

کاربرد پاداش در این وضعیت ،آن را روشن می کند . در این وضعیت فرد پاداشی نمی گیرد مگر اینکه کار ناخوش آیندی را انجام بدهد.